معرفی و خلاصه کتاب ولایت فقیه امام خمینی(ره)

در مقدمه این کتاب آورده شده است که : ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آن موجب تصدیق آن می شود و چندان به برهان نیاز ندارد ، به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آنرا به تصور آورد ، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آنرا ضروری و بدیهی خواهد شناخت .

امام در ادامه نقش تخریبی عوامل خارجی و بیرونی مانند استعمار و عوامل درونی مانند خودباختگی افراد جامعه را به عنوان مساله ای برای به کناره کشاندن اسلام و قواعد حکومتی آن می پردازند و بیان می دارند که اسلام همانطور که جعل قوانین کرده ، قوه مجریه هم قرار داده است و این سبب شده است که تعیین جانشین مرادف اتمام رسالت باشد .

ایشان همچنین مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی  را لازمه اعتقاد به ولایت می داند .dsc01625

این کتاب شامل سه فصل می باشد ؛

    - دلائل لزوم تشکیل حکومت

      - نحوه حکومت اسلامی
      - برنامه مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی

        فصل اول: دلائل لزوم تشکیل حکومت

        در این فصل آمده است که قانون گذاری بدون تشکیل قوه مجریه فایده ای ندارد ؛ ولی امر ، متصدی قوه مجریه هم هست .

        ایشان سنت و رویه رسول اکرم را در این خصوص بیان می دارند و به ضرورت عقل و شرع ، ضرورت استمرار اجرای احکام را بعد از پیغمبر مطرح می کنند و لازم الاجرا می دانند .

        همچنین تشکیل حکومت واحد اسلامی و اتحاد کشورهای مسلمان را ، راهی برای کوتاه کردن تصرف و نفوذ استعمارگران مطرح می کنند.

        فصل دوم : نحوه حکومت اسلامی

        امام در این فصل از کتاب خود با رد حکومتهای موجود ، حکومت اسلامی را حکومت قانون الهی بر مردم معرفی می کند و  2شرط اساسی برای زمامدار را - بر اساس قرآن و روایات - بعد از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر 1. علم به قانون و 2. عدالت بر می شمرد.

        بعد از اینکه امام و حاکم بر این حکومت را فاضل و عالم به احکام و قوانین و در اجرای آن عادل بیان می دارد ، به بحث درباره شرایط زمامدار در دوره غیبت و ولایت فقیه می پردازد و بیان می دارد :« اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دوره غیبت تعیین نشده ، اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت باشد بپا خاست و تشکیل حکومت داد ، همان ولایتی را که حضرت رسول درامر اداره جامعه داشت ، دارا می باشد و بر مردم لازم است که از او اطاعت کنند .» و این نکته را متذکر می شوند که در اینجا صحبت از مقام نیست بلکه صحبت از وظیفه است .

        در قسمت دیگری از کتاب ایشان حکومت را وسیله ای در دست مردان خدا برای تحقق هدفهای عالی بیان می دارند و هدف عالی حکومت را بر اساس آنچه قرآن می فرماید ، برقراری حق و نابودی باطل معرفی می کند.

        در بخش بعدی خصال لازم برای تحقق این هدفها را با استناد به روایات بیان می دارند. همچنین امام در جای جای کتاب نوشته خود را به قرآن و اخبار و احادیث مستند می کنند .از جمله بررسی روایت « الفقها امناء الرسل ...» که ایشان این حدیث را مربوط به بحث خود می داند و شرح حدیث می دهد و فقها را - تا آنجا که « ما لم یدخلوا فی الدنیا» تا آنجا که دنیا آنها را گرفتار خود نکرده باشد - در همه شئون و اجرای احکام ، مورد اعتماد پیامبر می داند ؛ و بیان می دارند اگر فقیهی بر خلاف موازین اسلام کاری انجام داد و فسقی مرتکب شد ، خود به خود از حکومت عزل می شود ، وبا روایتی از امام صادق علیه السلام معروف به مقبوله عمر بن حنظله که افرادی را که برای اقامه دعوا دسترسی به امام ندارند را به فقیه جامع الشرایط ارجاع می دهند ، دلیلی برای بحث ولایت فقیه می آورند و رجوع به فقیه جامع الشرایط را وظیفه عمومی مسلمانان می داند ؛ امام صادق علیه السلام در این روایت شرایط این عالم را این گونه بیان می دارند ، قال : ینظران من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا...فلیرضوا به حکما فانی قد جعلته علیکم حاکما...»

        ببینید از شما چه کسی است که حدیث مارا روایت کرده و در حلال و حرام ما مطالعه نموده و صاحبنظر شده و احکام  و قوانین مارا شناخته است ... بایستی اورا به عنوان قاضی و داور بپذیرند ، زیرا که من اورا حاکم بر شما قرار داده ام ؛ و اینگونه امام علما را منصوب به فرمانروایی می کنند.

        فصل سوم برنامه مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی

        در فصل آخر کتاب امام برنامه مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی را شرح می دهند و دو وظیفه فقها را تبلیغات و تعلیمات بیان می دارند ، یعنی فقها وظیفه دارند عقاید و احکام و نظامات اسلام را تبلیغ کنند و به مردم تعلیم دهند تا زمینه برای اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام در جامعه فراهم شود.» و امام نتیجه این تبلیغ و تعلیم را در استمرار و گذشت زمان ، اصلاح حوزه های روحانیت ، از بین بردن آثار فکری و اخلاقی استعمار ، اصلاح مقدس نماها ، تصفیه حوزه ها ، طرد آخوندهای درباری و بلاخره براندازی حکومتهای جائر معرفی می کند.

         

        (قابل ذکر است که این کتاب قبل از این با عناوین "حکومت اسلامی" و "نامه ای از امام موسوی کاشف الغطاء" منتشر شده، و همچنین با عنوان "الحکومة الاسلامیه" به عربی ترجمه شده است.)

        به امید برقراری حکومت عدل جهانی ...